انتخابات سال ۲۰۰۹ منجر به اعتراض های خیابانی در تهران و بسیاری از شهر های ایران شد. سرکوب حکومت سهمگین بود. تصویر ندا آقا سلطان که به دست یک بسیجی کشته شد، در سرتاسر جهان چرخید. جوانان بسیاری کشته شدند: در خیابان، زیر شکنجه در زندان، شب هایی که ماموران حکومت به کوی دانشگاه حمله کردند. چهار سال از آن زمان گذشته است. بعد از آن روزها هزاران مخالف حکومت، روزنامه نگار، فعال دانشجویی، مدافعان حقوق بشرو ...شهروندان عادی به زندان افتاده اند. تعداد زیادی از آنها همچنان در زندان هستند
بعد از چهار سال هنوز در باورها گنجانده نشده است که این حکومت ،ایران را به سراشیبی میفرستد . بعضی از مردم براین باورند که رای دهند و بعضی ها هم فقط میگوید: "رای میدهم تا اگر تقلب شد، به خیابان بریزیم و اینبار کوچهها را خالی نمیکنیم"، "رای میدهم تا از میان بد و بدتر یکی را انتخاب کنم" و این وسط عدهای سرگردان که میگویند "به کدامیک از کاندیداها میتوان اعتماد کرد؟"
رای ما یک خیانت بزرگ است به خودمان ، به خانواده،به تمام جوانانی که برای آزادی میهنمان جنگیدند و شهید شدند و به بچه هایمان که نسل آینده را میسازند .
بعد از چهار سال هنوز در باورها گنجانده نشده است که این حکومت ،ایران را به سراشیبی میفرستد . بعضی از مردم براین باورند که رای دهند و بعضی ها هم فقط میگوید: "رای میدهم تا اگر تقلب شد، به خیابان بریزیم و اینبار کوچهها را خالی نمیکنیم"، "رای میدهم تا از میان بد و بدتر یکی را انتخاب کنم" و این وسط عدهای سرگردان که میگویند "به کدامیک از کاندیداها میتوان اعتماد کرد؟"
رای ما یک خیانت بزرگ است به خودمان ، به خانواده،به تمام جوانانی که برای آزادی میهنمان جنگیدند و شهید شدند و به بچه هایمان که نسل آینده را میسازند .
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر