۱۳۹۲ خرداد ۳۰, پنجشنبه

دسیسه ای که نظام حاکم بر ایران طبق نقشه برای ملت ایران طرح ریزی کرد

مرگ بر جمهوری اسلامی
برآمدن حسن روحانی از صندوق‌‌‌‌های رأی در جمعه گذشته معلول یک مهندسی بزرگ انتخاباتی بود. این فرآیند، همه خصوصیات یک مهندسی بزرگ را در خود داشت: نقشه‌‌‌‌ریزی، محاسبه دقیق، وقت‌‌‌‌شناسی و اجرای مرحله‌‌‌‌ای و گام به گام آن. علاوه بر این‌‌‌‌ها، عنصر غافلگیری در آن نقش اساسی داشت و به ضرورت، یک قربانی نیز در پای آن نثار شد. معمار این مهندسی کسی جز محمد خاتمی نبود، و او توانست با کمک معمار پیر اکبر هاشمی رفسنجانی و اطرافیانش در جبهه اصلاحات نقشه خود را در فاصله کوتاهی به مرحله اجرا بگذارد، و پیش از آن که رقیب متوجه ماجرا شود و تاکتیک مناسب را برای خنثی کردن آن اتخاذ کند، آن را به انجام برساند.
 
حسن روحانی وقتی برای ریاست جمهوری ثبت نام کرد کمتر کسی می‌‌‌‌اندیشید که او قرار است پیروز این رقابت ناآزاد و نامنصفانه بشود. خاتمی که از سوی هوادارانش تحت فشار بود تا خود را نامزد انتخابات کند، با گفتن این که «من مطمئن هستم که نمی‌خواهند ما بیاییم؛ تازه اگر از این مرحله هم بگذریم حق نداریم بیش از آن چه می خواهند رأی بیاوریم»، توضیح داده بود که او و اصلاح‌‌‌‌طلبانی در ردیف او شانسی برای گذر از صافی شورای نگهبان و پیروزی در انتخابات نخواهند داشت، و به این دلیل او زحمت مراجعه برای ثبت نام را هم به خود نخواهد داد. راه‌‌‌‌های بازگشت اصلاح‌‌‌‌طلبان به قدرت بسته شده بود، بسیاری از اصلاح‌‌‌‌طلبان امید خود را از دست دادند، و زمزمه تحریم برای اولین بار در حیات جمهوری اسلامی در میان این بخش از وفاداران به انقلاب و نظام رواج پیدا کرد.
 
خاتمی و نزدیکانش، اما، در جستجوی راه‌‌‌‌های دیگری بودند که این بن‌‌‌‌بست را بشکنند. نگاه‌‌‌‌ها به سوی هاشمی رفسنجانی کشیده شد و زمزمه‌‌‌‌هایی به جریان افتاد مبنی بر این که در غیاب اصلاح‌‌‌‌طلبان او شاید بهترین گزینه‌‌‌‌ای باشد که هم بتواند از صافی شورای نگهبان بگذرد و هم به عنوان کسی که می‌‌‌‌تواند در برابر تندروی‌‌‌‌های خامنه‌‌‌‌ای بایستد مورد استقبال رأی‌‌‌‌دهندگان قرار گیرد و مردم برای انتخاب او پای صندوق‌‌‌‌های رأی بیایند. هاشمی برای ورود به رقابت انتخاباتی از خامنه‌‌‌‌ای ضمانت می‌‌‌‌خواست که مجتبی و اطرافیانش او را همانند سال ۸۴ سنگ روی یخ نکنند. از این ضمانت، اما، خبری نشد تا این که در آخرین ساعت آخرین روز مهلت ثبت نام، پس از یک مکالمه تلفنی، او تصمیم گرفت فورا خود را به وزارت کشور برساند و ثبت نام کند.
 
با ثبت نام او بلافاصله موجی از خوش‌‌‌‌بینی و امید در بین اصلاح‌‌‌‌طلبان به راه افتاد و زمزمه تحریم فروکش کرد. تبلیغات اصلاح‌‌‌‌طلبان در حمایت از رفسنجانی، اما، برای کسانی که مهندسی انتخابات از سوی علی خامنه‌‌‌‌ای را بر عهده داشتند زنگ خطر را به صدا در آورد، و این شاید بزرگترین نقص در نقشه مهندسی خاتمی بود. سر و صداهایی بلند شد که «فتنه ۸۸» قرار است از طریق حمایت از رفسنجانی مجددا احیا شود و اصلاح‌‌‌‌طلبان زیر عبای رفسنجانی مخفی شده‌‌‌‌اند تا همراه با او به قدرت برسند. رقیب یک حربه در دست داشت که برنامه اصلاح‌‌‌‌طلبان را نقش بر آب کند: رد صلاحیت رفسنجانی در شورای نگهبان. این تاکتیک بسیار بعید به نظر می‌‌‌‌رسید، ولی شورای نگهبان دقیقا همین کار را کرد و به سفارش نیروهای امنیتی از تأیید صلاحیت رفسنجانی به بهانه کبر سن سر باز زد. اردوگاه اصلاح‌‌‌‌طلبان به سرگیجه‌‌‌‌ای شدید دچار شد.
 
موج خوش‌‌‌‌بینی چند روز پیشتر به یکباره به یک موج بدبینی به همان شدت تبدیل شد. ندای تحریم از همه جا بلند شده بود. هشت نفر نامزد تأیید شده شورای نگهبان تبلیغات انتخاباتی خود را آغاز کردند. یکی دو مناظره تلویزیونی بین آنان برگزار شد که بیشتر مایه خنده و مزاح تماشاچیان شده بود. در بین نامزدها دست کم یک اصلاح‌‌‌‌طلب (محمدرضا عارف) و یک فرد «میانه» (حسن روحانی) به چشم می‌‌‌‌خوردند. ولی اینان از دید غالب در بین اصلاح‌‌‌‌طلبان نه نماینده این جناح و بلکه مرتدانی از آن بشمار می‌‌‌‌آمدند که حکومت برای آرایش و جلب عده بیشتری از مردم به پای صندوق‌‌‌‌های رأی، صلاحیت آنان را تأیید کرده است. تحریم، پاسخ اصلاح‌‌‌‌طلبان و هواداران آنان به حضور این افراد در «نمایش انتخاباتی» بود.
تمام این برنامه ریزیها به جایی خاتمه یافت که دوباره خیلی از مردم ایران گول نظام حاکم بر ایران را بخورند و به پای صندوقهای رای برون و با دسیسه خود نظام به حسن روحانی رای دهند .

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر