۱۳۹۲ فروردین ۲۶, دوشنبه

درد دل

همه شب نماز خواندن،همه روز روزه گرفتـن هـمـه سالــه از پـی حـج، سفــر حجـاز کـردن زمدینــه تا بـه کعبــه، سـر و پـا بـرهنــه رفتـن دو لـب از بـرای لبیکــ بـه گفتــه بـاز کـردن شب جمعـه هـا نخفتـن ، به خــدای راز گفتـن ز وجــود بـی نیــازش، طلـب نیـــاز کــردن به مساجـد و معابـد، همه اعتکاف کردن ز ملاهـی و مناهی، همـه احتـراز کردن به خدا قسم که کس را، ثمر آنقدر نبخشدکه به روی مستمندی ، در بسته باز کردن…
***********************
خط فقر دقیقا همین جاست.
فاصله ای هم با ما ندارد. درست زیر پای ماست.
خط فقر، خطی فرضی است ما بین بتن یک پل
زیر آن خوابیدن و از آن عبور کردنجمعی ناگهان از بالای آن میروند و جمعی زیر آن از چشم ها پنهان می مانند و شاید اصلا به حساب هم نیایند
******************
تو سرو سبزی و سرت تا ابد بالاست نه موریانه و آتش حریف ریشه ی ماست اگرچه زخم تبر نقش قامت ماست خود این نشانه ی آزادگی و عزت ماست
******************
گوسفندان را چوپانشان دارد می درد، به نام تو…! آرام بخواب….!گرگ برای خودش شرافتی دارد
حالا که انسان دردنده شده است….!
******************
آنها فقط از «فهمیدن» تو می‌ترسند.از «تن» تو- هر چقدر هم که قوی باشد- ترسی ندارند.از گاو که گنده‌تر نمی‌شوی، میدوشندت!از خر که قوی‌تر نمی‌شوی، بارت می‌کنند!از اسب که دونده‌تر نمی‌شوی، سوارت می‌شوند!،اما آنها فقط از «فهمیدن» تو می‌ترسند
******************

شگفتا !

رد پای دزد دهکده ی ما بر روی برف

چقدر شبیه چکمه های کدخداست

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر