پس از اتفاقات تلخ سال 57 که نسل سیاه آن دوره برای ایران عزیزتر از جانمان رقم زد، بزرگترین و مهمترین قربانیان شورش 57 همانا نسل های دوم و سوم شورش (انقلاب) بودند.
نسل هایی که در همین انقلاب اسلامی (بخوانید شورش) بدنیا آمدن و رشد کردن و تحصیل نمودن و هر روز با تمام وجودشان سرنوشتی که نسل پر از اشتباه 57 برای نسل جوان امروز رقم زد را لمس می کنند.
هدف از در دست گرفتن قلم و نوشتن این برگه، آه و ناله و نفرین به نسل 57 نیست، اگر چه شورشیان 57 سزاوار سخترین سر زنش ها هستند، اما آرمان نویسنده بابت بازار قبضه شده اپوزسیون توسط همان نسل بی خرد می باشد، که 34 سال است بابت تفکرات پوسیده و مذهبی خویش (در این مقوله جریانهای چپ نیز شامل می باشند زیرا آنان بیشتر خود اسلامگراها به دین اسلام یاری رساندند.) دو دستی بدنه اصلی اپوزسیون را چسبیدند و یک سرقفلی نیز به نام خویش نصب کردند، که در سلسله نوشتاری به نام انقلابیون و اپوزسیون کاذب در ارتباط با این نسل به اندازه بسنده سخن گفتم.
سلسله نوشتار تازه من تلاش دارد، تا اپوزسیون حقیقی را که همانا جوانان 20 الی 40 سال می باشند را از شورشیان 57 تمیز دهد.
آری روی سخنم با نسل خویش است، نسلی که در آتش اهریمنی نسل 57 سوخت و حال قصد دارد با آتش اهورایی که در درون وجودش موج می زند، خرابیهای نسل 57 را بازسازی و ایران را دوباره بسازد.
نسل من که قربانی فاجعه 57 شده است، بایستی به خاطر بسپارد، احترام و بها دادن به هر ناکسی خیانت به ایران عزیزمان می باشد.
شورشیان 57 حتا خود را موظف به یک پوزش خواهی نکردند، آنان در برابر نسل من ابراز پشیمانی ننمودند، پس انتظار چه احترامی از سوی نسل من را دارند، آری نسل من رفتار این آقایان را به خوبی بخاطر خواهد سپرد.
براستی اگر روزی در کتاب گینس در ارتباط با بی حیایی و خیانت بخواهند رکودی ثبت کنند، مطمئنن آن رکود از آن نسل تاریک 57 می باشد.
به هر صورت نسل امروز باید آگاه باشد و بداند، تنها امید نجات وطن همبستگی بین نسل ماست، زیرا نسل من دیگر دغدغه موازین اسلام ناب محمدی را ندارد، زیرا نسل من دیگر برای استالین و لنین و شوروی سر و دست نمی شکند، زیرا نسل من به خوبی تاریخ کشورش را می داند و از خدمات شاهان ایرانساز پهلوی آگاه است.
نسل هایی که در همین انقلاب اسلامی (بخوانید شورش) بدنیا آمدن و رشد کردن و تحصیل نمودن و هر روز با تمام وجودشان سرنوشتی که نسل پر از اشتباه 57 برای نسل جوان امروز رقم زد را لمس می کنند.
هدف از در دست گرفتن قلم و نوشتن این برگه، آه و ناله و نفرین به نسل 57 نیست، اگر چه شورشیان 57 سزاوار سخترین سر زنش ها هستند، اما آرمان نویسنده بابت بازار قبضه شده اپوزسیون توسط همان نسل بی خرد می باشد، که 34 سال است بابت تفکرات پوسیده و مذهبی خویش (در این مقوله جریانهای چپ نیز شامل می باشند زیرا آنان بیشتر خود اسلامگراها به دین اسلام یاری رساندند.) دو دستی بدنه اصلی اپوزسیون را چسبیدند و یک سرقفلی نیز به نام خویش نصب کردند، که در سلسله نوشتاری به نام انقلابیون و اپوزسیون کاذب در ارتباط با این نسل به اندازه بسنده سخن گفتم.
سلسله نوشتار تازه من تلاش دارد، تا اپوزسیون حقیقی را که همانا جوانان 20 الی 40 سال می باشند را از شورشیان 57 تمیز دهد.
آری روی سخنم با نسل خویش است، نسلی که در آتش اهریمنی نسل 57 سوخت و حال قصد دارد با آتش اهورایی که در درون وجودش موج می زند، خرابیهای نسل 57 را بازسازی و ایران را دوباره بسازد.
نسل من که قربانی فاجعه 57 شده است، بایستی به خاطر بسپارد، احترام و بها دادن به هر ناکسی خیانت به ایران عزیزمان می باشد.
شورشیان 57 حتا خود را موظف به یک پوزش خواهی نکردند، آنان در برابر نسل من ابراز پشیمانی ننمودند، پس انتظار چه احترامی از سوی نسل من را دارند، آری نسل من رفتار این آقایان را به خوبی بخاطر خواهد سپرد.
براستی اگر روزی در کتاب گینس در ارتباط با بی حیایی و خیانت بخواهند رکودی ثبت کنند، مطمئنن آن رکود از آن نسل تاریک 57 می باشد.
به هر صورت نسل امروز باید آگاه باشد و بداند، تنها امید نجات وطن همبستگی بین نسل ماست، زیرا نسل من دیگر دغدغه موازین اسلام ناب محمدی را ندارد، زیرا نسل من دیگر برای استالین و لنین و شوروی سر و دست نمی شکند، زیرا نسل من به خوبی تاریخ کشورش را می داند و از خدمات شاهان ایرانساز پهلوی آگاه است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر