۱۳۹۱ اسفند ۳, پنجشنبه

زمانی که مذهبیون و به طور مشخص، «آیت‌اله خمینی» فریاد زدند که چه چیزی می‌خواهند بنا کنند، او یعنی دگر‌اندیش به جای این که انتقاد کند، شروع به پوشش‌دهی یا به قول معروف ماله‌کشی کرد.

روشن‌فکری و تاریخ آن در کشور ما مثل بسیاری چیزهای دیگر دارای بالا و پایین و نوسان‌های فراوانی بوده است. روشن فکران ایرانی یا خود جوش و خودساخته به راه روشن فکری یا دگر اندیشی افتادند و یا آموزه‌های غربی سبب تفکرات‌شان شده است. از گذشته‌های دور شاید اگر بخواهیم از دگر اندیشی نام ببریم، «خیام نیشابوری» مورد خوبی باشد. دانشمند و اندیش‌مند و ریاضی‌دان و شاعری که با دانسته‌های خود به راه دگر اندیشی رفت و البته هزینه‌های فراوانی پرداخت. بسیاری حتی بر سر دار رفتند برای دیگر گونه اندیشیدن.
روزگار سپری شد و با رسیدن دوره مدرنیسم اندیشه‌های غربی و بعد‌ها شرقی سایه خود را بر روشن فکری ایرانی بیشتر از گذشته پهن کرد. چیزی که آزار دهنده است این است که روشن فکر ایرانی سال هاست که از افکار عمومی عقب افتاده است. البته این شامل همه نمی‌شود، ولی خوب در نتیجه گیری همیشه برآیند مهم است. روشن فکر ایرانی سال هاست ارتباط اش با مردم کوچه و بازار یا قطع شده یا آن چنان کم شده که عملن به حساب نمی‌آید. نتیجه این عقب افتادگی هزینه‌های سنگینی است که جامعه در حال پرداخت آن است.
بیشترین نمود آن در انقلاب پنجاه و هفت بود که روشن فکر چشم بسته و نادانسته به دنبال مذهبیون به راه افتاد. هدف و مقصود خود و مردم را فراموش کرد. و حتی زمانی که مذهبیون و مشخصن آیت اله خمینی فریاد زدند که چه چیزی می‌خواهند بنا کنند او یعنی دگر اندیش به جای این که انتقاد کند شروع به پوشش دهی یا به قول معروف ماله کشی شد. انقلاب پنجاه و هفت اگر هم کامل توسط چپ‌ها انجام نشد ولی اندیشه چپ سهم بسیار بزرگی در به وقوع پیوستن آن داشت.
امروز وقتی به آن‌ها به خاطر سکوت شان اعتراض می‌شود به سادگی می‌گویند ما نمی‌دانستیم هدف نهایی این است. واقعن تفاوت چنین دگر اندیش و روشن فکری با عوام ساده دل که در اندیشه روزمره گی خود به سر می‌برد چیست؟
اگر تو ندانی و امروز هم شانه خالی کنی و با جمله نمی‌دانستم و خبر نداشتم کل ماجرا و اتفاقات تاثر برانگیز را گردن بقیه بیندازی و حتی وقتی از این که چرا اطلاع رسانی نکردید به شما انتقاد می‌شود خود را مبرا بدانید، پس فاتحه این روشن فکری را باید خواند.
هنوز دیر نشده. من و خیلی‌ها معتقد هستیم که جناب دگر اندیش همین امروز هم اگر غرور را کنار بگذارد و به اشتباهاتش و یا حتا، کرده‌هایش اعتراف کند روند بهبود و ساختن، سریع‌تر جلو خواهد رفت. باور کنید کسی شما را شماتت نمی‌کند. جامعه ما بسیار بخشنده است حتی گاهی بیش از آن چه باید باشد. اتفاقن این عمل به محبوبیت شما می‌افزاید و نشان شجاعت است. به داد نسل‌های آینده برسید آقایان و خانم‌های دگر اندیش و روشن‌فکرهای عقب مانده از مردم.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر