ما تنهاترین نسل سوخته
تاریخیم
ما عصاره اندیشه های
اهورایی سپید در رگهای زمانیم .
بدان ای مقام معظم برتری
که برتر بودن بر جسمها در این دنیا بسی سخت است و ولی برتر ماندن در روح و برتری
بر قلبها برای چون تویی غیر ممکن است .
تو بر جانها حاکمی اما
ناتوان بر کوچکترین سیطره بر روح و اندیشه ها ،
عمریست که ما را دعوت
میکنی به اطاعت و تسلیم شدن و اکنون ما هم تو را دعوت میکنیم اندکی به اندیشیدن به
خود و بازگشت به ریشه هایی که دیریست آن را گم کرده ایی .
نمیتوانم بپذیرم که که
هرگز عاشق نبوده ایی ، هرگز مورد ظلم واقع نشده ایی و یا هرگز محبت نکرده ایی .
تردید ندارم که زمانی تو
هم قبل از اینکه ادعای خدایی کنی مثل ما انسان بوده ایی و مانند هر انسان دیگری
خاطراتی داری سرشار از خوشی ها شکست ها و پیروزی ها
مانده ام قبل از اینکه بر
عرش تکیه کنی و خود را از آسمان بدانی هیچ از گذشته خود با خود یادگار به آن بالا
ها برده ای
از بزرگترها شنیده ام که
اهل موسیقی هم بوده ایی و دستی در هنر هم داشته ایی گاه گاهی شعری میگفتی البته قبل از اینکه زحمت شعر کشیدن را
به دیگران بدهی که به نام تو شعر بسرایند . پس روح لطیفی داشته ایی پس مانده ام که
آن حقیقت وجودی تو بدوده است آغا! یا اینی که الان هستی ؟
مانده ام که این دنیا
پرستی و عطش قدرت چه بر سر ما می اورد که یکباره جان و مال و ناموس و عظت و شرافت
کرور کرور انسان برایت بی ارزش میشود ؟
راستی به تازگی گفته
ای که از انتخابات آزاد سخن نگوییم زیرا
همه انتخابات که داشته ایم آزاد بوده است با این سخن مطمن شدم همان ادم شوخ طبع و
طنز پرداز گذشته ای ! یا اینکه منظورت واقعاً انتخابات آزاد است بله ما انتخابات
آزاد داشته ایم واقعاً ایران انتخابات آزاد دارد چون هر کسی آزاد است به کسانی که
شما میخواهید رای بدهد و این عین واقعیت است .
نمیدانم روزگار فردای ما
را چگونه رقم میزند اما مطمنم فردای تو و امثال تو زیبا نیست ، روشن نیست ، آرامش
را برای فردای تو تاریخ پیش بینی نکرده
است .
کاشکی قبل از اینکه دفتر
روزگار ورق بورد قلم و پاک کنی به دست
بگیری و آنچه را که تا کنون تقریر کرده ایی غلط گیری کنی و چند سطری در پایان
انشاء زندگیت حد اقل به عنوان جبران آنچه که بر سر مردمت و کشورت اورده ایی بنویسی
تا حد اقل تاریخ تو را به سیاه چاله های تاریک خود نفرستد
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر