۱۳۹۳ اردیبهشت ۱۹, جمعه

سالروز اعدام زندان سیاسی در سال 89

روز چهارشنبه 17 اردیبهشت ماه زندانیان سیاسی سالن 12 زندان رجائی شهر کرج مراسم سالگرد اعدام ( علی فرزاد کمانگر ، علی حیدری ، فرهاد وکیلی ، شیرین علم هولی  و مهدی اسلامیان ) را در تاریخ 19 اریبهشت 1389 که اعدام شدند گرامی داشتند و یاد و خاطره آنها را زنده کردند . 
 درود بر تمام زندان سیاسی و آزادی خواهان ایران و شاد باد روح آن عزیزانی که برای آزادی ایرانشان از دست جلادان حکومت آخوندی تلاش کردند ، راهتان ادامه خواهد داشت .  

۱۳۹۳ اردیبهشت ۱۷, چهارشنبه

مرگ بر خامنه ای


من به دین اسلام اعتقادی ندارم

  1. اگر از نظر شما ، انتقاد ، توهین است ؛
    من به دینی که زن را از بیضه ی چپ مرد کمتر می داند توهین می کنم
    من به دینی که دستور سر بریدن مخالفانش را می دهد توهین می کنم
    من به دینی که مخالفان اسلام را نجس می داند توهین می کنم
    من به دینی که اجازه غن...
    یمت گرفتن زنان را می دهد توهین می کنم
    من به دینی که چند همسری را رواج می دهد توهین می کنم
    من به دینی که فرمان قطع انگشت و دست و پا را می دهد توهین می کنم
    من به دینی که تهدید به شکنجه سوزانده شدن در آتش می کند توهین می کنم
    من به دین سنگسار توهین میکنم
    من به دینی که دختر نه ساله را آماده سکس می داند توهین می کنم
    من به دینی که فرمان جنگ با غیر مسلمانان را می دهد توهین می کنم
    من به دینی که اعراب مهاجم با حمله به کشورم ، آن را رواج دادند، توهین می کنم
    من به دینی که زن را کالا فرض می کند و او را ناقص العقل می داند توهین می کن

۱۳۹۳ اردیبهشت ۱۴, یکشنبه

باز هم خودکشی برای اعتراض به اوضاع جامعه و فقر و عدم توانایی ادامه زندگی در ایران

یک دانشجو خود رادر ملأعام به آتش کشید
یک دانشجوی دیگر در ایران به دلیل فقر و عدم توانايی تامين مالی برای ادامه تحصیل خودکشی کرد.
خبرگزاری دیدبان حقوق بشر کردستان: حمید شاحسینی 22 ساله دانشجوی یکی از دانشگاه‌های استان سمنان و اهل یکی از روستاهای شهرستان گرمسار در این استان، امروز شنبه ۱۳ ارديبهشت‌ماه 1393، ساعت 7 صبح به دلیل فقر و عدم توانايی تامين مالی برای ادامه تحصیل دست به خودشکی زد و قبل از رسیدن به بیمارستان، جان خود را از دست داد.
...
گفتنی است روز پنج‌شنبه هفته گذشته نیز میلاد عبدی دانشجوی یکی از دانشگاه‌های کرمانشاه‌ در چهارراه‌ "پمپ گازوئیل" نزدیک میدان آزادی کرمانشاه‌ خود را به‌ آتش کشید. و به دلیل نبود تجهیزات لازم برای درمان سوختگی در حالی که قرار بود به بیمارستانی در شهر اصفهان منتقل شود، بر اثر شدت جراحات جان باخت.
بنابه گفته برخی از فعالان مدنی و حقوق بشری در ایران، نداشتن چشم‌‌انداز مطمئن به آینده و مشکلات عاطفی و مالی از مهم‌ترین عوامل اقدام به خودکشی است و می‌توان آن را نوعی اعتراض به اوضاع جامعه و مسوولان دانست.

هبستگی برای نه به اعدام ، نه به جمهوری اسلامی

سالهای سال است که از کشتار وحشیانه دهه شصد میگذرد ولی هنوز حرف از آن زمان برای کسانی که به دنبال حقیقت هستند تازگی دارد . نزدیک به سی و چندسال از جنایات نظام آخوندی حاکم بر ایران میگذرد و روز به روز شاهد ایرانی آواره تر از روزهای گذشته خواهیم بود ، روزهایی که شاهد کشتا ر، اعدام ، شکنجه ، سنگسار و زندانی شدن عزیزانی میباشیم که امیدی برای فردای ایرانی آزاد داشته اند . چند روز پیش در تمام اخبارها و روزنامه ها دیدیم که نظام با وحشی گری خود به بند 350 اوین حجوم برد و زندانین سیاسی را به دلایلی که خود ساخته بودند با ضرب و شتم مواجه کردند و عده زیادی مجروح شدند . این همان زمانی را به یادم آورد که بی دلیل در سال شصد و هفت حجوم و شکنجه وحشیانه نظام بر زندانیان سیاسی در بند بوده است
.
آن زمان دستور چه کسی بود ؟ مگر غیر از آن بود که خمینی خائن و جلاد دستور مرگ آنها را صادر کرده بود . آنهایی که زیر شکنجه بودند ، آنهایی که زیر بازجویی بودند ، زیر حکم بودند و حتی کسانی که دوران محکومیت خود را سپری میکردند همه و همه به دستور او اعدام شدند . 
وبعد از آن هم جنایات نظام تمامی نداشت تا به الان که هر روز شاهد اجرای حکم اعدام مردم در بند جمهوری اسلامی هستیم . 
اعدام . شکنجه . سنگسار . زندان . تمام اینها حرف مردم ایران شده است . 
کشتارهای پی در پی ، شکنجه های روحی و بدنی ، ماشین اعدام که در هر شهری راه افتاده است تماما زیر نظر خامنه ای و بعد از آن جلادان نظان که خود را آبدارچی نظام میدانند است . 
درست دو سال و نیم پیش بود که مدتی در سلول انفرادی بودم و با تمام وجود همه چیز را حس کردم و برایم اتفاق افتاد ، هر روز ویا شب نمیدانم ، چندین بار مرا برای بازجویی میبردند و کاغذهایی که همیشه خالی از نوشته برمیگرداندم جلوی من میگذاشتند . 
هر روز و یا شب صدای ناله و فریاد زنان و مردانی را میشنیدم که نمیدانم در کجا و در چه حالی بودند ،
هر روز و یا شب صدای التماس افرادی را که در بند های دیگر بودند میشنیدم . 
سلولی که حتی جای خوابیدن هم نداشت ، غذایی که بوی آن از گوشت مردار بدتر بود ، مهتابیی که در راهروی آنجا نصب شده بود و همیشه روشن بود ، چشم بندی که از طناب اعدام برایم سنگین تر بود ، فحش و ناسزاهایی که معلوم بود از روی عقده های بچهگانه در گلو یشان مانده بود میشنیدم ، شکنجه هایی که دلیل محکومیتم بود ، تماما کابوس شبانه من شده است . 
در آن روزگار تنها امید دیدن فرزندم که فقط چند ماهی بیشتر نداشت و همسرم که تکیه بر من کرده بود  و مادرم که چشمانش به در بود مرا محکم تر میکرد برای گذراندن آن روزها . 
میدانم که عزیزانی که الان در بند هستند به چه دل خوش کرده اند که امیدوارانه برای دوران محکومیت خود و تمامی آن لحظه شماری میکنند . می دانم که لحظات آنها با صدای خوش کودکشان میگذرد ، میدانم که مادرشان و یا خانواده آنها چه حال و روزی دارند . تمام اینها را میدانم . 
ای کاش میتوانستیم از هر طریقی که میتوانیم به آنها کمک کنیم ، 
ای کاش میتوانستیم جلوی اعدام فرزندان وطنمام را بگیریم . 
ای کاش میتوانستیم فقط یک بار گول رنگ نظام را نخوریم . 
ای کاش میتوانستیم این نظام ننگین را عوض کنیم . 
ما میتوانیم ولی اگر خود ما بخواهیم و با هم یک صدا شویم و به این حکومت جلاد نه بگوییم . 
ما میتوانیم ولی اگر منتظر رهبری نباشیم که خود هم از زیر آن پرچم کثیف نیامده باشد . 
ما میتوانیم . 

۱۳۹۳ اردیبهشت ۱۳, شنبه

بازداشت کارگران فعال

  1. از جمله فعالان کارگر بازداشت شده ابراهيم مددی، پروين محمدی ، شاپور احسانی راد،‌حسن سعيدی، مرتضی کمساری، وحيد فريدونی، محسن حسينی تبار، رضا نعمتی پور، ناصر محرم زاده، رسول طالب مقدم، علی پور کريمی، بهرام اکبری، علي رضا توسلی، کيومرث الفتی، اکبر نظری، محمد سالاری و علي رضا قاسمی، توسط ماموران امنيتی و لباس شخصی ها بازداشت شده اند.

۱۳۹۳ اردیبهشت ۱۲, جمعه

اعدام در ملا عام


شکایتنامه ۲۶ زندانی بند ۳۵۰ اوین به دادستان؛

۲۶ تن از زندانیان بند ۳۵۰ که در حادثه ۲۸ فروردین ماه مضروب یا مجروح شده بودند ضمن گزارش اعلام جرم، با استناد به برخی از مواد قانونی، مجازات آمران و مسببان حادثه را خواستار شدند. به گزارش خبرنگار کلمه، در این شکایتنامه که در تاریخ ششم اردیبهشت خطاب به دادستان تهران ارسال شده آمده است: “متاسفانه تمام کسانی که قانونا مکلف به ارائه گزارش و تایید صدمات وارده هستند، خود با علم و آگاهی کامل و از روی عمد با مباشران که مظنونان جرم، مشارکت و معاونت کرده و در مقابل خواسته های زندانیان سکوت می نمایند”.

سکوت ما خیانت به عزیزانی است که منتظر طناب اعدام هستند .

موج جدید اعدامها هر روز بیشتر میشود . هر روز شاهد اعدام وهشیانه عوامل جمهوری اسلامی هسیتیم که عزیزان ایران را با کمال وقاحت به پای طناب اعدام میکشانند . حال به هر دلیلی که باشد اعدام یک قتل عمد است ،اما متاسفانه این قاتلان اعدام را یک عمل خیر میدانند . شاید امام زمان زودتر ضحور کند و یا باعث شادی رهبر شود نمیدانم ولی این را خوب میدانم که جنایتکاران نظام جمهوری اسلامی و شیادین خبیس به نام آخوند ها با از بین بردن جوانان ایران پایه خود را هر چه بیشتر محکمتر میکنند . 
امروز در اخبار خواندم که حکم اعدام چهار زندانی سیاسی هم اعلام شد . به همین سادگی میکشند ، شکنجه میدهند ، سنگسار میکنند ، طناب اعدام راه می اندازند ، زندانیان را آزار میدهند ، مردم را در فشار مالی میگذارند ، ایران را به ویرانه ای تبدیل میکنند . و ما سکوت میکنیم . 
فقط سکوت . 
ای ایرانی ایرانت را به تاراج دادند . 
ای ایرانی وطنت را نابود کردند . 
و تو      (    سکوت کردی   )    . برخیز ، برخیزیم ، باکمک هم ایرانمان را پس بگیریم .
مرگ بر جمهوری اسلامی . مرگ بر خائنین به وطنم ایران . 
داود شعبانپور .

ننگ بر شما خائنین به وطنم ایران .


نگرانی از موج جدید اعدام ها در ایران


ایران قصد اعدام چهار زندانی سیاسی را دارد

شش نهاد حقوق بشری کرد اعلام کردند،حکم اعدام چهار زندانی سیاسی به نامهای محمد عبداللهی، مصطفی سليمی، علی و حبيب افشاری، از سوی ديوان عالی تاييد و به دايره اجرای احکام فرستاده شده و خطر جدی اجرای حکم اعدام آن ها وجود دارد. علی ، حبیب افشاری ، در اعتراض به تایید مجدد حکم اعدامشان دست به اعتصاب غذا زدند و هم‌اکنون در اعتصاب غذا به‌سر می‌برند.

۱۳۹۳ اردیبهشت ۱۰, چهارشنبه

اعتصاب غذای خشک بهزاب عرب گلی در سلول انفرادی

بهزاد عرب گل در حالی که از پنجشنبه سیاه در اعتصاب غذای تر بوده، هم اکنون و در سلول انفرادی دست به اعتصاب غذای خشک زده است.
به گزارش خبرنگار کلمه، بهزاد عرب گل از جانبازان جنگ تحمیلی و اسرای سبز که در پی تهاجم خونین پنج شنبه به بند ۳۵۰ اوین، مصدوم و به سلول های انفرادی بند ۲۴۰ منتقل شد، از همان ابتدا دست به اعتصاب غذای اعتراضی زده و طی چند روز اخیر اعلام به اعتصاب غذای خشک کرده است.
وضعیت جسمانی وخیم بهزاد عرب گل طی روزهای گذشته چندین نوبت وی را عازم بهداری اوین کرده و پس از ت...زریق سرم مجددا به انفرادی منتقل شده است.
کلمه پیشتر گزارش داده بود که این زندانی سیاسی سبز و عضو جبهه مشارکت ایران اسلامی، در سلول انفرادی به شکل ناجوانمردانه ای مورد ضرب و شتم قرار گرفته و از ناحیه سر و صورت خصوصا بینی دچار جراحت شده است. این گزارش در ملاقات هفته گذشته همسر این جانباز سبز دربند تایید شد.
اعتصاب غذای خشک به این معنا است که زندانی معترض حتی از نوشیدن آب و چای نیز امتناع می کند.

۱۳۹۳ اردیبهشت ۶, شنبه

اعتصاب غذای فراگیر در زندان‌های ایران به دلیل پنجشنبه خونین در اوین


با عنایت به موارد نقض حقوق زندانیان و موارد متعدد نقص اصول مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاقین و همچنین بی توجهی و نقض اصول مندرج در قا...نون اساسی و آیین نامه سازمان زندان ها ما زندانیان سیاسی خواستار موارد زیرهستیم:

یک: بازگشت همه زندانیان مضروب اعزامی به بند ۲۴۰ انفرادی
دو : رسیدگی به موضوع و تعقیب قانون شکنان
سه: اعزام فوری مجروحین به پزشکی قانونی برای ارزیابی میزان صدمات جسمی
چهار: اعزام مجروحین به بیمارستان برای درمان جراحات
پنج: عذرخواهی رسمی از زندانیان و خانواده‌هایشان
شش: جبران خسارات مادی و معنوی زندانیان
هفت: حضور نمایندگان شریف ملت ایران و هیات حفظ حقوق شهروندی دادگستری استان تهران در محل بند ۳۵۰ زندان اوین و استماع اظهارات زندانیان و تهیه صورت جلسه.

لازم به یادآوریست تا برآورده شدن درخواستها به رغم میل باطنی و با توجه به اینکه ما هیچ راهی برای رساندن پیام خود و پیگیری مطالباتمان باقی نمانده است، دست به اعتصاب غذای نامحدود می زنیم.»

عفو بین‌الملل: مریم شفیع‌پور را در زندان درمان کنید


سازمان عفو بین‌الملل از همگان خواست با ارسال نامه و عریضه به علی خامنه‌ای، و قوه قضاییه جمهوری اسلامی، خواستار آزادی فوری و بی قید و شرط مریم شفیع‌پور، فعال دانشجویی، شده و از آن ها بخواهند که شرایط درمان را برای خانم شفیع‌پور فراهم کنند.به نوشته عفو بین‌الملل، مریم شفیع‌پور، دچار بیماری پوستی شده، اما داروهای لازم برای این بیماری را دریافت نکرده‌ است.