۱۳۹۲ مرداد ۱۸, جمعه

نشستی و گفتاری با خانمی از مجاهدین خلق .

دیروز با خانمی که در مجاهدین خلق بود آشنا شدم و صحبتی داشتیم . او میگفت که ما میخواهیم امورات ایران را برای چند ماه در اختیار بگیریم ، او میگفت ما مسلمانیم ، میگفت که مخالف آخوندیم . ولی آیا آنها نبودند که در اوایل انقلاب از خمینی و نظام آخوندی حمایت کردند و آیا غیر از این بود که خمینی پس از به قدرت رسیدن آنها را از ایران خارج کرد و اختلافاتشان پس از آن آغاز شد . آنها میخواستند که ایران اسلامی باقی بماند ولی یک ایران دموکراتی باشد . ولی یک سوال باقی میماند که با وجود این طرز تفکر آیا میتوانند دین را از سیاست جدا نگه دارند . به نظر من دین اسلام در هر مملکتی که باشد با سیاست گره خورده است و مردم ایران اگر بخواهند برای بار بعدی دولتی را انتخاب کنند برای چند ماه مملکت را امانت به دست گروهی نخواهند داد . ملت ایران یک بار اشتباه کردند که به این جا ختم شد و همه میدانند که اسلام را پیامبری که از اعراب بود به ایران آورد و الان برای بار دوم اسلام اعراب را انتخاب کنیم . به نظر شما این کار عاقلانه است .
آنها هنوز در تخیلات خود با اعتقاد پوچ مذهبی باقی مانده اند و ادعای صاحب مملکت بودن میکنند ، هنوز در خرافات مذهبی دست و پنجه نرم میکنند و خواستار دموکراتیک در ایران میباشند ، هنوز برای عاشورا لباس سیاه بر تن میکنند و بر سر و کله خود میزنند .
این دلایلی است که خود من از وجود آنها به عنوان یک ایرانی البته به گفته خودشان ایرانی ، شک دارم .
چطور میشود که مسلمانی با طرز فکری که در بالا گفته ام داشته باشد و سیاست را جدای از دینش بداند و بنامد .
باری به هر جهت ایران در حال حاظر دست دو سه کس بی وطن است که خود را صاحب ایران مینامند و تا نابود شدن آن سالها وقت لازم است .
امید بر آن داریم که همه ما برای ایرانی آزاد بدون هیچ مذهبی دروغین  تلاش کنند و به آن برسند . ایرانی مردمی

۱۳۹۲ مرداد ۱۶, چهارشنبه

اعتصاب غذای ابوالفضل عابدینی و گزارش از وضع نامساعد او

اوضاع جسمی ابوالفضل عابدینی در یازدهمین روز اعتصاب غذای وی به دلیل مشکلات قلبی و جسمی نامساعد گزارش شده است. به گزارش کلمه، اعتصاب غذای این زندانی سیاسی که در اعتراض به تبعید غیر قانونی وی صورت گرفته است در حالی ادامه دارد که تاکنون هیچ یک از مسئولان قضایی به وضعیت وی رسیدگی نکرده اند. در همین حال خانواده این زندانی سیاسی می گویند وی حاضر به شکستن اعتصاب غذا نیست و در وضعیت بدی قرار دارد. از آن جا که ابوالفضل عابدینی از مشکل قلبی رنج می برد، این موضوع شرایط وی را  وخیم تر کرده است .

جان این بیگناهان در خطر است .


۱۳۹۲ مرداد ۱۵, سه‌شنبه

نفرین بر اسلام و بنیانگزارش


تنها نقشی را که امروز مطالبه میکنیم نقش عامل اتحادی است که فراری مناقشات سیاسی قرار دارد و برای نظام پادشاهی یا جمهوری راست یا چپ هیچ ترجیحی قایل نیستیم


سالگرد انقلاب مشروطه

امروز بار دیگر مصادف با سالروز انقلاب مشروطه هستیم, انقلابی که با اتحاد تمامی ایرانیان بدون در نظر گرفتن تبعیضات قومی یا مذهبی برای دستیابی به روشنگری، جامعه مدنی، مدرنیته و مدرنیسم، پیشرفت و توسعه و بالاتر از همه حاکمیت مردم شکل گرفت و سرانجام مستبدان را مجبور به تسلیم نمود.

انقلابی که هر چه زمان بیشتر گذشت با وجود دستاوردهای زیادی در زمینه های پیشرقت و توسعه,ولی در زمینه حاکمیت مردم فاصله از اهداف آن انقلاب بیشتر شد. امروز از انقلابی که با خون و مجاهدت های پدرانمان به نتیجه رسید جز نامی باقی نمانده است. با امید به اینکه بتوانیم روزی نه چندان دور مسولیت تاریخیمان را بدرستی ایفا کنیم.

امروز در سالگرد این حرکت بزرگ تاریخی در مقابل یکایک دلیرمردان مبارزی که با خون خود راه آزاده خواهی و سکولاریسم را به نسلهای آینده نشان دادند, سر تعظیم فرود میاوریم.

۱۳۹۲ مرداد ۱۰, پنجشنبه

مرگ در زندان: سالروز مرگ اکبر محمدی هشتم مرداد ماه در زندان


مردم چه نیازی به خدا دارند . در حال حاظر جمهوری اسلامی دارد خدائی میکند


باور نکردنی است که رضا شاه آنهم در آن زمان اینقدر خوب از سکولاریسم دفاع نموده. روانش شاد

آنچه که از همه مهمتر، و غیرقابل عفو است، اختلاط سیاست است با مذهب، که تمام سلاطین صفویه شریک در این اشتباه‌اند، و شاه عباس مخصوصاً این اشتباه را خیلی غلیظ کرده است. اگر چه این اختلاط و امتزاج کاملاً حکایت از ضعف قوای مرکز می‌نماید، ولی سلاطین صفویه به مناسباتی، که در این سفرنامه جای ذکر آن نیست، تا یک درجه متعمداً یا از روی بی‌فکری و اشتباه این خلط مبحث را تعقیب، و گاهی هم ��شدید می‌کرده‌اند.
دلایلی که شاه عباس و سایر سلاطین صفویه را در تعقیب این موضوع مهم بخواهند تبرئه نمایند، به نظر من وافی و رسا نیست، زیرا در قضایای تاریخی عمر یک نفر و عمر یک سلسله را نباید مأخذ قرار داد. بلکه عمر تاریخ را باید در نظر گرفت، که اتخاذ یک تصمیم نارسا، تا چه مدت و زمانی ممکن است یک جامعه و امتی را بیچاره و فرسوده نماید. شبهه و تردیدی نیست که مذهب و سیاست دو اصل مقدسی است که در تمام موارد، جزئیات این د�� اصل باید مطمح نظر زمامداران عالم و عاقل باشد و دقیقه‌ای از آن غفلت نورزند، ولی اختلاط آنها با یکدیگر نه به صرفة مذهب تمام می‌شود، نه به صرفة سیاست اداری، و بالمال در ضمن این اختلاط و امتزاج، هم مذهب سست و بلااثر می‌گردد، و هم سیاست رو به تمامی و اضمحلال می‌رود. اگر چه ضربت این تصمیم مهلک را خود سلسلة صفویه در زمان سلطان حسین بهتر از همه دیدند، مع هذا نتیجة این تصمیم غیر عاقلانه را نباید در دورة صفویه ملاحظه کرد، بلکه باید با تاریخ همراه آمد، و تأثیرات آنرا در ایام سلطنت قاجاریه تماشا نمود که پایة مذهب و سیاست برروی چه منوالی چرخید، و به چه فلاکتی ��نتهی شد.

آنهائی که مذهب و سیاست را مخلوط به هم نمایند، هم انتظامات دنیا را مختل کرده‌اند، و هم انتظارات آخرت را تخریب نموده‌اند. گاهی هم بالمره، نتیجه، برعکس مقصود به دست می‌آید، یعنی روحانیون کشیده می‌شوند به طرف دنیا، و سیاسیون به طرف آخرت، و این همان اختلالات عظیمه ایست که اصول زندگانی مردم را دچار تزلزل کرده، آنها را می‌راند به جانب ریا و تزویر و دورغگوئی و فساد و دوروئی. نتیجة این اختلاط ناص واب، تا به این حد ممتد می‌شود که مثلاً فلان مجتهد روحانی که کار اصلی او تصفیة اخلاق عمومی است، ماهی هشتصد و پنجاه تومان از خزانة دولت می‌گیرد که عمارات سلطنتی را حلال نماید، تا مردم مجاز باشند که در آنها نماز بخوانند. در عوض فلان وکیل مجلس شورای ملی، که وظیفه او ورود در سیاست اداری است در پشت تربیون شمایل پیغمبر را باز می‌نماید، که مردم به اسلامیت و آخرت پرستی او تردید نیاورند، و او بر اثر این تزویر و تقلب مجال داشته باشد که علائق مادی خود را تأمین و بالاخره موقعیت او، به هر درجه و پایه‌ای هست، دچار تزلزل و ارتعاش نگردد روحانی اولی، در عوض قناعت و ت وجه به آخرت که عین تزکیه نفس است، فریفته دنیا و پول و ظواهر امور شده، ایمان و عقیدة مردم را دچار شدیدترین تردید، و اصول تقوی و پرهیزکاری را مجروح و لکه دار می‌نماید. سیاسی دویمی که باید اصول زندگانی دنیائی مردم را راهنمائی کند، می‌رود دنبال عوام فریبی و ریاگوئی و تزویر و دوروئی، که این نیز به نوبة خود در سست نمودن ایمان عامه تأثیر بسزائی دارد…

سفر نامه مازندران رضا شاه بزرگ ص۱۸-

�

۱۳۹۲ مرداد ۸, سه‌شنبه

آقایان جنایت کار اعدام بس است . روزی نوبت شما هم خواهد شد


گورستان گمنام تهران،این ویدیو بسیار دردناک است و بسیار روی اعصاب تاثیر میگذارد !


11 سال زندان فقط برای شهادت مرگ ستار بهشتی در زندان ( ابوالفظل عابدینی فعال حقوق بشر )

ابوالفضل عابدینی، زندانی سیاسی و از شاهدان پرونده مرگ ستار بهشتی که در قرنطینه زندان اوین تهران به‌سر می‌برد، دست به اعتصاب غذا زده است. عابدینی در پرونده مرگ ستار بهشتی درباره آثار شکنجه روی بدن این وبلاگ‌نویس شهادت داده بود. پس از این شهادت وی روز پنج‌شنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۱ به زندان اهواز تبعید شد اما با دستور دادستانی تهران دوباره به زندان اوین برگردانده شد.در حال حاظر ابوالفضل عابدینی در اعتصاب غذا به‌سر می‌برد

دیکتاتور های کثیف

دیکتاتورها از سرنوشت مختوم دیکتاتورهای پیشین و ازعاقبت آنها درس نمیگیرند زیرا همواره خود را تافته ای جدا بافته و برتر از دیگران و دارای قدرت مطلقه و فصل الخطاب نظام و حکومت میدانند و مطلق‌العنان و تمامیّت خواه هستند و از هر چه که آنها را از قدرت جدا کند میهراسند و با سرکوب و عوامفریبی سعی می کنند تا چند صباحی بیشتر در قدرت بمانند و همانند هیتلر,صدام,قذافی و خامنه ای به گروهی که اطراف خود جمع کرده اند مینازند ومخالفان خود را تحقیر و سرکوب میکنند و آنچنان در دروغ هایی که به مردم میگویند غرق میشوند که وقتی به خود می آیند که همانند هیتلر خودکشی کرده و جسد سوخته اش از تونل زیر زمینی بیرون می آید و یا مثل صدام با حقارت از ته چاه درآورده میشود و یا همانند قذافی با خفت و خواری از کانال و لوله های فاضلاب بیرون آورده میشود.دیکتاتورها فراموش میکنند که زمین زیرپای دیکتاتورها هم می لرزد و جایگاه همه دیکتاتورها و خودکامگان اقتدارگرا از چنگیز مغول تا بشاراسد زباله دان تاریخ است

۱۳۹۲ مرداد ۷, دوشنبه

جنایات کوی دانشگاه و سواات بدون جواب خامنه ای

در ۱۸ تیر ۱۳۷۸ و ۲۵ خرداد ۱۳۸۸، کوی دانشگاه تهران مورد حمله خشونت آمیز نیروهای پلیس و لباس شخصی قرار گرفت که به آسیب دیدن شدید تعداد زیادی از دانشجویان انجامید. هرچند در هر دو مورد، رهبر ایران از حمله به دانشجویان ابراز نارضایتی کرد، ولی تاکنون حکمی علیه هیچ یک از آمران حمله به کوی دانشگاه صادر نشده است.
 خامنه‌ای در شهریور ماه ۱۳۸۸، چند ماه بعد از حمله دوم نیروهای پلیس و لباس شخصی به کوی دانشگاه تهران، در سخنانی در جمع تعدادی از دانشجویان قول داده بود که که عاملان حمله به کوی "بدون توجه به وابستگی سازمانی به مجازات برسند".
یکی از دانشجویان شرکت کننده در جلسه اخیر گروهی از دانشجویان با آیت الله خامنه ای، از عدم مجازات و معرفی "عاملان اصلی" تهاجم به کوی دانشگاه تهران در سال های ۱۳۷۸ و ۱۳۸۸ انتقاد کرده است. ولی تا کنون هیچ گونه پیگیری از طریق
خامنه ای صورت نگرفته است . چون میداند که اگر بخواهد این وساله را دنبال کند خود نیز باید جوابگو باشد .