۱۳۹۱ اسفند ۱۵, سه‌شنبه

سیاه چالی به نام اسلام

حق داشتن روزهایی که از مردم ایران گرفته شد! میپرسید چه کسانی گرفتند؟! اسلامیست ها و آنها که چشم پیشرفت ایران و ایرانی را نداشتند! جاهلان و بیگانه پرستان کمونیست! ارتجاعیون! یک مشت تروریست به نام چریک و مجاهد که با چسباندن پسوند خلق به نام سازمانشان ، خودشان و ایدولوژی هایشان رو به مردم ایران زور چپون کردند ! همان نمایندگان الله روی زمین!

روزهای زیبا، شاد و سرشار از عطوفت و عشق و مهربانی که ما داشتیم و به روز های بهتر از آن هم قرار بود برسیم. اما آنرا یک مشت انیرانی و تازی پرست با نکبت و فلاکت و سیاهی و فقر و فحشا و نابودی فرهنگی جایگزین کردند ! نقطه اوج شادی ملت ما که امروز خلاصه شده باشد در آکادمی موسیقی گوگوش ووووو، آن هم با این همه بحث و جدل ، حسابش رو کنید که در کجای اعماق تاریخ بشریت پرتاب شدیم و چقدر راه داریم تا در ابتدا بفهمیم در کدامین سیاه چال گیر افتاده ایم و چگونه مسیر بازگشت به نور و روشنایی را دوباره بازیابیم !

حالا هم به فکر این هستند که چهارشنبه سوری و سیزده بدر و کم کم هم عید نوروزهم از ما ایرانیها بگیرند
البته فقط همین مونده چون خاک ایران و ایرانیت را گرفته اند .
 

انتشار فتوای رهبر ایران علیه چهارشنبه سوری

سایت دولت فتوای جدید رهبر ایران را در کنار دیدگاه های مشابه سه روحانی کمتر شناخته شده قم منتشر کرده است
پایگاه اطلاع رسانی دولت ایران، پاسخ آیت الله علی خامنه ای، رهبر ایران، و تعدادی دیگر از روحانیان را به سوالی در مورد مراسم "چهارشنبه سوری" منتشر کرده است که آن را غیر شرعی دانسته اند.
سایت دولت ایران، روز یکشنبه ۲۳ اسفند (۱۴ مارس) نوشت که آقای خامنه ای در توضیح نظر خود در مورد چهارشنبه سوری گفته است که این مراسم "علاوه بر آنکه هیچ مبناى شرعى ندارد، مستلزم ضرر و فساد زیادى است که مناسب است از آنها اجتناب شود".
در هفته های گذشته، برخی مسئولان امنیتی و انتظامی ایران، نسبت به امکان استفاده مخالفان دولت از مراسم آتشبازی شب چهارشنبه آخر سال برای اقدامات اعتراضی ابراز نگرانی کرده اند.
سایت دولت ایران، در پی نقل نظر رهبر ایران نوشته است: "علاوه بر استفتای رهبر معظم انقلاب، از دفتر برخی مراجع عظام تقیلد نیز در این زمینه سوال شد که پاسخ دادند: مراسم چهارشنبه آخر سال، علاوه بر اینکه مبنای شرعی ندارد، نوعی آتش پرستی است و خواندن اشعاری مانند ‘زردی من از تو و سرخی تو از من’ مصداق حاجت خواستن از آتش است."
در حالی که فتوای قدیمی آیت الله خامنه ای از فقدان "مبنای عقلانی" مراسم چهارشنبه سوری سخن می گوید، فتوای جدید از فقدان "مبنای شرعی" این مراسم حکایت دارد و به علاوه، این مراسم را "مستلزم ضرر و فساد زیاد" می داند
این سایت سپس در کنار فتوای آقای خامنه ای، دیدگاه های سه تن از مدرسین حوزه علمیه (جعفر سبحانی، سید هاشم حسینی بوشهری و محمود رجبی) در این زمینه را نقل کرده است که جزو روحانیان کمتر شناخته شده قم محسوب می شوند.
این در حالی است که هفته پیش، برخی سایت های محافظه کار، پاسخ های چند سال پیش تعدادی از مراجع تقلید شیعه به سوالی در مورد "چهارشنبه سوری" و "سیزده به در" را به چاپ رسانده بودند که علاوه بر نظر آیت الله خامنه ای، شامل فتواهای ۶ مرجع تقلید مشهور شیعیان (آقایان فاضل لنکرانی، بهجت، تبریزی، صافی گلپایگانی، مکارم شیرازی و سیستانی) می شد.
منبع مطلب هفته پیش، که نخستین بار در سایت تابناک نزدیک به محسن رضایی به چاپ رسید، کتاب "مسائل جدید از دیدگاه علما و مراجع تقلید" نوشته "سیدمحسن محمودی" بود که هفت سال پیش منتشر شده بود.
به نوشته این کتاب، پاسخ آن زمان رهبر جمهوری اسلامی به سوال "خرید و فروش ترقه و انجام چهارشنبه سوری و سیزده بدر به اعتقاد نحسی ۱۳ و احیای مظاهرشان چگونه است؟" به شرح زیر بوده است: "چهارشنبه سوری و سیزده به در مبنای عقلایی ندارد."
در پاسخ جدید آیت الله خامنه ای، به جای نداشتن "مبنای عقلایی"، بر فقدان "مبنای شرعی" مراسم چهارشنبه سوری اشاره شده و به علاوه، این مراسم "مستلزم ضرر و فساد زیاد" دانسته شده است.

۱۳۹۱ اسفند ۱۲, شنبه

این هم افکار کثیف نظام اسلامی


بازی جدید با پرونده ستار بهشتی

پس از گذشت چهار ماه از مرگ ستار بهشتی در زندان و با وجود وعده های مکرر، هنوز به این پرونده شکنجه و قتل رسیدگی نشده است. این در حالی است که هم دادستان تهران و هم نمایندگان مجلس به شکنجه ستار اعتراف کرده و شوک را علت مرگ وی ذکر کرده اند. حالا علاء الدین بروجردی رییس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس می گوید که مساله پرونده این وبلاگ نویس خاتمه پیدا کرده است! این نماینده مدعی اصولگرایی همچنین برخلاف تصریح گزارش مجلس، مدعی شده که: شاید علت مرگ ستار بهشتی ترس و نگرانی از شرایط زندان بوده است!!
به گزارش کلمه، اظهارنظر رییس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی در شرایطی است که با وجود وعده های مکرر مسئولان قضایی برای رسیدگی به این جنایت، پرونده شکایت اولیای دم ستار بهشتی از ماموران شکنجه گر پلیس فتا هنوز به دادگاه ارسال نشده و در شعبه اول بازپرسی دادسرای جنایی تهران خاک می خورد.
و اما مادر ستار

او امروز از کسی چیزی نمی‌خواهد جز محاکمه و مجازات بانیان و عاملان قتل فرزندش. آن مادری که من دیدم، مطمئناً انجام این محاکمه و مجازات آمران آن و سپس عذرخواهی نظام از وی، دل شکسته او را التیام خواهد بخشید و شاید این مانع شود ازاینکه وی آهی برکشد و در نتیجه بنیان‌ها برافکنده شود. فریاد مظلومیت مظلومی که دستش از چاره کوتاه است و توان دفع ظلم و دفاع از خود را ندارد، فریاد بلندی است که طنین آن همۀ جهان را پر می‌کند همانگونه که طنین فریاد این مادر در دنیا پیچید. بی‌تردید آه مظلوم گریبان ظالم را خواهد گرفت چرا که خداوند خود پناه بی‌پناهان و فریادرس ستمدیدگان است. ظالمانی که بر ضعیفان و ناتوانان می تازند، در حقیقت به جنگ پروردگار می‌روند و او را به مصاف با خود فرامی‌خوانند. به خوبی آشکار است که در این نبرد، این ستم‌گرانند که محو و نابود می‌شوند. ...

ایران وطن ماست ولی افسوس

ایران نه یک مکتب است نه یک مرام و نه یک مسلک، ایران وطن ماست. ایران تمامی آن‌چیزی است که ما داریم و طرفه آنکه امروز به هیچ گرفته می‌شود. به هیچ گرفته می‌شود از سوی کسانی که اعتقاد و ایمان خویش را مستمسکی می‌دانند برای اهانت به تاریخ و به فرهنگ و به اسطوره‌های این سرزمین؛ و به هیچ گرفته می‌شود توسط کسانی که می‌خواهند وطن ما را به توشه یک‌روزه‌ای برای راه بی‌مبداء و بی‌مقصدشان تخفیف دهند. ایران وطن ما و مبداء و مقصد ماست. ایران ما، ایران مردمانی است که طی قرن‌های متمادی در آن سکنی گزیدند و هر یک به فراخور توان خویش از وجود آن، از همیت و از تمامیتش حفاظت کردند. ایران وطن ماست.

اگر به تمامی کسانی که از جان و دل برای حفاظت از آن تلاش می‌کنند تا به ابد احترام خواهیم گذاشت، اگر تمامی کسانی را که باعث سربلندی آن و سرافرازی مردمانش می‌شوند تا به ابد ارج خواهیم نهاد، و اگر از تمامی کسانی که ایران را خوار و زبون می‌خواهند و آن را ابزار قدرت‌طلبی خود قرار می‌دهند بیزاریم، به این دلیل است که ایران وطن ماست.
نگاهی به تاریخ معاصرمان بیندازیم و ببینیم هر بار به خیالی و وهمی وجود ایران را نادیده انگاشته‌ایم، تمامیتش را دستِ‌کم گرفته‌ایم، یا آن را بدیهی فرض‌ کرده‌ایم چگونه همچون برگشت یک بومرنگ بر صورت‌ خودمان سیلی زده‌ایم، ببینیم هر بار کسی از میان ما آتشی علیه آن بر پا کرده دود آن چشمان خودش را آزرده است و شاهد باشیم هربار که به نام مسلکی یا مرامی ایران را در مقام و مرتبه‌ای که شایسته آن نیست نشانده‌ایم نتیجه‌ عکس گرفته‌ایم و ایران آنچنان اهمیت وجودش را به ما اثبات کرده‌ که برای تصحیح اشتباه خویش بهایی گزاف پرداخته‌ایم.

اما اگر ایران همه آن‌چیزی است که ما مشترکاً داریم چرا باید امروز به بازیچه دست میان‌مایگانی تبدیل شود که برای هیچ ایمان و اعتقادی ارزش و احترام قائل نیستند و هر روز به رنگی و با پرچمی به دنبال بازاری برای متاع جعلی خویش می‌گردند؟ اگر ایران همه آن چیزی است که ما مشترکاً داریم چرا باید اعلام دلبستگی به وطن، که می‌تواند بر زبان شهروند هر کشوری در توصیف موطن خویش جاری شود امروز به حدی بعید به نظر می‌رسد و چنان رنگ‌و‌بوی سیاسی به خود می‌گیرد که خشم صاحبان قدرت را بر می‌انگیزد و به عکس‌العمل‌های پیش‌پا افتاده وادار می‌کند؟
اگر بازگو کردن این واقعیت که ایران وطن ماست، امروز گفتاری سیاسی شده‌ به این دلیل است که گویی هموطن بودن ما از معنای اصلی آن یعنی از برابری ما تهی شده‌است. به این دلیل است که فاصله میان فقیر و غنی چنان بیداد می‌کند که در مقایسه با نابرابری ملموس و رزومره در کشورمان، برابری ما در ایرانی بودن‌مان به چهره رنگ‌پریده‌ای تبدیل شده‌است. به این دلیل است که آنقدر به شهروند درجه یک و دو سه تقسیم شده‌ایم و برای هر یک از ما محدوده‌ای چنان متفاوت ترسیم شده‌ که در مقایسه با آن، برابری ما در ایرانی بودن‌مان شوخی تلخی بیش نیست.
همه ساکنان کره خاکی برای خود عقایدی دارند که به آن احترام می‌گذارند و از دیگران نیز توقع احترام به آن را دارند. همه مردم در قلب خود به قهرمانی و قدیسی اقتدا کرده و تلاش می‌کنند اندیشه و عمل وی را الگوی کردار و رفتار خویش قرار دهند. و چه جای تعجب از اینکه نزد دیگران مبلغ آن روشی باشند که راه رستگاری خویش می‌دانند؟ اینها هیچکدام نافی برابری اولیه و اساسی ما در ایرانی بودن‌مان نیست. نه کم و بیش عرفی بودن و نه بیش و کم دیندار بودن جای این حقیقت که ما همه ایرانی هستیم و ایران وطن همه ماست را نمی‌گیرد.
در تمامی این سال‌ها به عوض آنکه برابری‌مان در ایرانی بودن را زمینه‌ای ببینیم برای کشف عرصه‌هایی که باید این برابری به آن تعمیم یابد، چنان از وظیفه‌مان در گسترش عدل غفلت کرده‌ایم و چنان تفاوت در آراء و عقاید و منافع را بزرگ و حیاتی جلوه داده‌ایم که کاملاً از یادها رفته‌است که ایران لحظه برابری ماست. این برابری و این وطن همه آن چیزی است که ما داریم و طرفه آنکه هم این و هم آن امروز به هیچ گرفته می‌شود.
ایران فقط آن نیست که از بد حادثه وجود و حضورش را به یاد می‌آوریم و به دامانش پناه می‌بریم. ایران آن نیست که به دلیل جانفشانی برای تمامیتش بتوانیم برای خود حقی فراتر از سایر هموطنان‌مان قائل شویم. نه عشق ما به ایمان مشخصی و نه نفرت‌مان از کسانی که می‌بینیم مطامع خویش را بر منافع ما مردم ترجیح می‌دهند هیچیک نمی‌تواند جای برابری ما در ایرانی بودن‌مان را بگیرد. بر زمینه این برابری است که می‌توانیم با افتخار مدعی به رسمیت شناختن تفاوت‌های‌مان شویم و شاهد همسویی و همراهی اعتقادات و عقاید گوناگون در تلاش برای آزادی‌ باشیم. اگر می‌توانیم از حقوق برابر مردم صحبت کنیم، اگر اعم از ترک و لر و فارس و بلوچ و عرب در همان روز پای صندوق‌های رأی می‌رویم، اگر می‌توانیم بخواهیم که رأی مردم منبع مشروعیت به شمار آید، اگر فارغ از تمامی تفاوت‌های‌مان لحظات سربلندی کشور را جشن می‌گیریم و اگر اعم از شیعه و سنی و مسیحی و کلیمی آرزوی سعادت ملت ایران را داریم، همه و همه به این دلیل است که ایران وطن ماست.
بدون شناسایی این وطن و بدون رعایت این برابری، نه ترسیم چشم‌اندازی برای عدالت ممکن است و نه زمینه‌ای وجود دارد برای احترام به حقوق اساسی ملت. ایران شاهد و ضامن برابری ماست.
ایران وطن ماست.

۱۳۹۱ اسفند ۱۱, جمعه

توقیف گذرنامه کامبوزیا پرتوی و مریم مقدم، دو سینماگر ایرانی، هنگام ورود به کشور

گذرنامهٔ کامبوزیا پرتوی و مریم مقدم، دو سینماگر ایرانی، هنگام ورود به کشور توقیف شد و این دو فعال فرهنگی ممنوع الخروج شدند.

به گزارش جرس به نقل از فیگارو، به محض بازگشت کامبوزیا پرتوى فیلم‌نامه‌نویس و کارگردان ایرانی و مریم مقدم بازیگر سینما إز فستیوال برلین به کشور، پاسپورتشان ضبط شده و آنها ممنوع الخروج شده اند.

شصت و سومین دوره جشنواره جهانی فیلم برلین در تاریخ ۲۹ بهمن ، جعفر پناهی فیلم ساز ایرانی را برای تهیه فیلم “پرده بسته” ستود و جایزه خرس نقره ای بهترین فیلمنامه را به او اختصاص داد.

هفتهٔ گذشته جواد شمقدری با انتقاد شدید از آنچه اهدای سیاسی جایزه جشنواره فیلم برلین به یک فیلم ایرانی می‌خواند، گفت: قطعا چنین رفتاری در تعاملات فرهنگی و سینمایی به هیچ وجه درست نیست و ما اعتراض خودمان را نسبت به این موضوع بیان کرده‌ایم اما باید توجه داشت که سازمان سینمایی، حوزه نظامی و انتظامی برای برخورد با رفتارهای غیرقانونی نیست.

فیلم “پرده” کار مشترک جعفر پناهی و کامبوزیا پرتوی به یاس و فکر خودکشی یک فیلم‌ساز می‌پردازد.

فیلم “پرده” روز سه‌شنبه (۲۴ بهمن/۱۲ فوریه) در جشنواره بین‌المللی فیلم برلین به نمایش درآمد. این فیلم با کم‌ترین مخارج در یک خانه تهیه شده و جعفر پناهی و کامبوزیا پرتوی در این فیلم، هم بازیگر، هم کارگردان و هم صدابردار هستند.بازیگر دیگر این فیلم مریم مقدم است.

کامبوزیا پرتوی در برلیناله در مصاحبه‌ای از جمله به شرایط تهیه فیلم، احتمال اذیت و آزار علیه دست‌اندرکاران این فیلم پس از اجرا در جشنواره بین‌المللی برلین می‌پردازد. او همچنین از واکنش جامعه فرهنگی ایران نسبت به فیلم‌سازانی که حق فعالیت‌های سینمایی ندارند می‌گوید.

طبق گزارش خبرگزاری ها، تماشاگران در جاى جاى فیلم ابراز احساسات کردند و با اولین تصویرى که از پناهى نشان داده شد تشویق بیشتر شد.

اکنون گزارش رسیده است که به محض بازگشت کامبوزیا پرتوى فیلم‌نامه‌نویس و کارگردان ایرانی و مریم مقدم بازیگر سینما إز فستیوال برلین به ایران پاسپورتشان ضبط شده و خود آنها نیز ممنوع الخروج شده اند.

وضعیت حقوق بشر در ایران

احمد شهید گزارشگر ویژه شورای حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران با انتشار متن پیش نویس گزارش خود، از اقدامات جمهوری اسلامی در محدود کردن حقوق اولیه مردم و حتی عدم رعایت قوانین داخلی ایران انتقاد کرد.

این گزارش که روز پنجشنبه منتشر شد اشاره می کند که قوانین انتخابات در ایران رعایت نمی شود و محدودیت های ناموجّه بر شهروندان ایرانی اعمال می شود.

در بخش دیگری از گزارش همچنین به ادامه بازداشت روزنامه نگاران و فعالان اجتماعی اشاره شده و مواردی چون شکنجه و اعدام مورد انتقاد واقع شده است.

۱۳۹۱ اسفند ۹, چهارشنبه

پرچم تارعنکبوتی اسلام


ابلاغ ممنوعیت بازجویی از متهمان در بازداشتگاه های پلیس اولین ثمره خون ستار بهشتی است

اگر بگوییم این اتفاق مثبت، از ثمرات خون ستار بهشتی است، بیراه نگفته ایم. وبلاگ نویس جوانی که با قلم خود و با تکاپوی خود می خواست باری از دوش مردمش بردارد و از رنج هموطنانش بکاهد، حالا با اهدای جانش هم منشأ خیر شد: یک تحول قانونی که «اگر اجرا شود» می تواند از نقض گسترده حقوق متهمان در بازداشتگاه های نیروی انتظامی بکاهد.
به گزارش کلمه، حادثه شکنجه‌ی منجر به قتل ستار بهشتی واکنش های بسیاری را در پی داشت؛ از جمله افشاگری هایی که درباره وضعیت قانون شکنانه‌ی حاکم بر بازداشتگاه های غیر قانونی پلیس (موسوم به تحت نظرگاه!) صورت گرفت. حالا رئیس قوه قضاییه آیین نامه اجرایی جدیدی را درباره نحوه ایجاد، اداره و نظارت بر بازداشتگاه‌های انتظامی ابلاغ کرده است که بر اساس آن، از این به بعد بازجویی از متهمان در بازداشتگاه پلیس ممنوع می شود.

در آغاز این آیین نامه که با ابلاغ آن تمامی آیین نامه‌ها، توافق نامه‌ها و دستورالعمل ‌های مغایر ملغی خواهد بود، آمده است که در اجرای ماده (۹) قانون تبدیل شورای سرپرستی زندانها به سازمان زندانها واقدامات تأمینی و تربیتی کشور مصوب ۶۴/۱۱/۶ مجلس شورای اسلامی و به منظور تبیین نحوه ایجاد، اداره و نظارت بر بازداشتگاه‌های نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران و رعایت قوانین و مقررات و به ویژه قانون احترام به آزادی های مشروع و حفظ حقوق شهروندی، این قانون مورد تصویب قرار گرفته است.

بدین ترتیب پس از ربع قرن از تصویب قانون مذکور، آیین نامه اجرایی بخشی از آن برای بازداشتگاه هایی که تاکنون بدون پایبندی کامل به ضوابط قانونی اداره می شدند، ابلاغ شده است.

موارد متعدد آزار و اذیت زندانیان توسط قاضی صلواتی؛ از محروم کردن زندانیان بیمار از درمان تا پیشنهادهای غیر اخلاقی

قاضی صلواتی، قاضی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران، در مدت اخیر در پرونده های تحت قضاوت خود دست به هر گونه اقدام خودسرانه وغیرقانونی می زند وهیچ برخورد قانونی و یا محدودیتی برای وی صورت نمی گیرد.

به گزارش خبرنگار کلمه، قاضی صلواتی که در پرونده های فعالان مدنی و سیاسی در چند سال اخیر به صورت خارج از روال قانونی و عرف قضایی احکام سنگینی را برای متهمین صادر کرده است، در مدت اخیر در پرونده ها و تصمیمات خود اقدامات خودسرانه و تصمیمات خارج از روال و نظارت اتخاذ می کند.

بر اساس این گزارش وی در چندین مورد به مسوولین بهداری زندان اوین دستور داده که برخی زندانیان سیاسی را که به دلیل بیماری حاد در بیمارستان بستری بوده اند را به زندان برگردانند. وی عاملان قضایی و امنیتی را تهدید کرده اگر در این مورداقدام نکنند آنها را بازداشت خواهد کرد.

لازم به ذکر است که طبق قوانین جاری تشخیص بیماری زندانیان و ضرورت یا عدم ضرورت بستری شدن آنها با پزشکی قانونی است و قاضی حق دخالت در این موارد را ندارد.

علاوه بر این، در چند مورد از جمله در مورد تعدادی از زندانیان سیاسی، از جمله حمیدرضا مرادی از درویش های زندانی و مصطفی دانشجو وکیل دراویش دربند که در بیمارستان میلاد بستری بوده اند و نماینده پزشکی قانونی نظر بر بستری بودن آنها داشته است، صلواتی قبل از اتمام دوره درمان آنها، به صورت خودسرانه، دستور بازگرداندن آنها به زندان داده که پس از مخالفت پزشک معالج با ترخیص آنها، وی رئیس بیمارستان را تهدید به بازداشت کرده و وی ناچار به ترخیص بیماران شده است.

در رابطه با دراویش زندانی که بیش از یکسال در بند ۳۵۰ زندان اوین نگه داری شده اند، صلواتی حدود دوماه قبل بدون هیچ مجوز قانونی دستور انتقال آنها به بند ۲۰۹ که تحت مدیریت وزارت اطلاعات است را داد. در این مدت آنها تحت شکنجه های جسمی و روحی بوده و از ملاقات و تماس تلفنی آن ها با خانواده نیز ممانعت شده است. گفته می شود اعمال فشار به آنها به دستور شخص صلواتی انجام شده است.

در یکی دیگر از موارد مشابه، در رابطه با زندانیان غیر سیاسی که معمولا کمتر امکان اعتراض و انعکاس رسانه ای ظلم های رفته بر خود را دارند، صلواتی شخصا همسران جوان این زندانیان را به صورت غیرقانونی احضار و آنها را ترغیب به طلاق از شخص زندانی کرده است. در بعضی موارد وی مطالب فساد آلودی را نیز با آنها مطرح کرده است.

پیش از این ابوالفضل قدیانی، عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در یکی از نامه های خود به رییس قوه قضاییه به فسادهای مختلف صلواتی و معروف بودن وی به فساد در میان قضات اشاره کرده بود. این قاضی دادگاه انقلاب به دلیل تخلفاتش پرونده های متعددی در دادگاه انتظامی قضات دارد که از رسیدگی به آنها جلوگیری شده است.

ابوالقاسم صلواتی معروف به قاضی صلواتی قاضی و رئیس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی و دادرس علی‌البدل دادگاه‌های عمومی تهران است. وی در سال‌های اخیر قاضی دادگاه‌های حساسی بوده است. از مهمترین پرونده های واگذار شده به وی می توان به پرونده فائزه هاشمی، پرونده محمدتوسلی (محکوم شده به ۱۱ سال زندان)، پرونده ابراهیم یزدی(به اتهام شرکت در نماز جماعت) و… اشاره کرد. ریاست دادگاه های نمایشی در سال ۸۸ که اعترافات تعدادی از زندانیان سیاسی نیز در آن اجرا شد نیز بر عهده ی وی بوده است.

یک خبر هم از اینجا

در یک حادثه تیراندازی در لوسرن سوئیس، سه نفر کشته شدند.
به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، این حادثه صبح روز چهارشنبه در یک کارخانه چوب بری رخ داده و پلیس گفته است فرد تیرانداز نیز در میان کشته‌های این حادثه قرار دارد.
۷ نفر نیز در اثر این تیراندازی مجروح شده‌اند که حال برخی از آنها وخیم گزارش شده است.
پلیس جزئیات بیشتری از فرد تیرانداز و انگیزه او منتشر نکرده است.
ماه پیش نیز در حادثه مشابهی در جنوب سوئیس یک مرد 33 ساله با تیراندازی به افراد، ۳ زن را کشت و ۲ نفر را زخمی کرد.

۱۳۹۱ اسفند ۸, سه‌شنبه

ریحانه طباطبایی و اکبر منتجبی به قید وثیقه آزاد شدند

ریحانه طباطبایی و اکبر منتجبی، دو روزنامه‌نگاری که در اوایل بهمن‌ماه بازداشت شده‌بودند، روز گذشته ۷ اسفندماه به قید وثیقه از زندان اوین آزاد شدند.
خانم طباطبایی، روزنامه نگار سرویس سیاسی روزنامه بهار، ۱۲ بهمن در منزل توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود. او پیش از روزنامه بهار در روزنامه‌های شرق، فرهیختگان و کلمه سبز، خبرگزاری سینا و مجله‌های ایران فردا و چلچراغ مشغول به کار بواکبر منتجبی نیز روز ۸ بهمن در پی حضور نیروهای امنیتی در دفتر نشریه آسمان، بازداشت شده بود.
آقای منتجبی پیشتر در روزنامه‌های شرق و هم میهن و نشریه‌های شهروند امروز، ایران دخت و نسیم هراز فعالیت می‌کرد.
ماموران امنیتی روز ۸ بهمن با حضور در دفاتر چهار روزنامه بهار، شرق، اعتماد، آرمان و هفته نامه آسمان تعدادی از روزنامه‌نگاران را بازداشت کردند، پس از آن در تاریخ ۱۲ بهمن‌ماه نیز تعداد دیگری از روزنامه‌نگاران بازداشت شدند و در تاریخ ۲ اسفندماه نیز یک نفر به جمع روزنامه‌نگاران بازداشتی اضافه شد.
تعدادی از بازداشت شدگان که تعداد آنها به ۱۷ نفر می رسید، طی دو هفته اخیر و پس از پایان بازجویی با سپردن وثیقه آزاد شده اند.
مطهره شفیعی، جواد دلیری، امیلی امرایی، نرگس جودکی، کیوان مهرگان، حسین یاغچی و علی دهقان روزنامه نگارانی هستند که پیش از این با قیدهای کفالت و وثیقه آزاد شده بودند.
درحال حاضر میلاد فدایی اصل، سلیمان محمدی، ساسان آقایی، نسرین تخیری، صبا آذرپیک، پوریا عالمی، پژمان موسوی و احسان مازندرانی همچنان در بازداشت به سر می‌برند.
وزارت اطلاعات ایران با انتشار اطلاعیه هایی روزنامه نگاران بازداشت شده را به داشتن رابطه تشکیلاتی با رسانه های خارجی، از جمله بی‌بی‌سی متهم کرده بود.
در پی انتشار اطلاعیه نخست وزارت اطلاعات، بی‌بی‌سی با انتشار بیانیه‌ای کلیه اتهامات مطرح شده توسط این وزارتخانه را تکذیب کرد و آنها را کاملا بی اساس خواند

پرونده کهریزک